چند رمان سیاسی با موضوع کودتا و دیکتاتوری

نوشته شده توسط مامانا پلاس

هفته نامه چلچراغ – سینا نجفی: بسیاری از کشورهای دنیا احتمالا یک بار در تاریخشان تجربه کودتا و همین طور حکومت های استبدادی و دیکتاتوری را داشته اند. نویسندگان هر کشوری این دوره را در ادبیات خود بازتاب داده اند. در ایران شاید بیش از رمان این شعر بوده که بازتاب دهنده فضای یاس و سرد پس از کودتای 28 مرداد بوده است. شعر «زمستان» مهدی اخوان ثالث به نمادی از روزهای سیاه و سرد پس از کودتا تبدیل شد.
در کشورهای اروپای شرقی، در شوروی سابق، در کشورهای آمریکای لاتین و حتی در کشورهای آسیای شرقی و اروپای مرکزی می توان نوعی از ادبیات را یافت که احتمالا بشود روی آن نام ادبیات کودتا یا ادبیات سیاسی گذاشت؛ ادبیاتی که به زندگی انسان در این نوع حکومت ها می پردازد.
ناپدیدشدگان
فرناندو آرابال

نویسندگان زیادی بوده اند که در آثارشان از دیکتاتوری نوشته اند، بی آن که با چنین آثاری به ماندگاران تاریخ ادبیات بدل شوند، دست مایه قرار دادن وضعیت سیاسی و تاریخی یک دوره خاص همواره راه رفتن بر لبه تیغ بوده است، چرا که سطحی ترین نشانه های استبداد گاه چنان ذهن را به خود مشغول می کند که نویسنده را از کشف ریشه های این وضعیت سیاسی و اجتماعی باز می دارد و حاصل کار اثری می شود که بیشتر بر پایه احساسات و هیجانات زودگذر نوشته شده و در نتیجه تاثیر آن هم تنها محدود به همان مقطع خاص تاریخی می شود.

درواقع این آثار تنها می توانند برای مدت کوتاهی احساسات زودگذر خوانندگان را تحریک کنند و نه منطق و فکر آن ها را. اما بوده اند نویسندگانی که در دوران پرآشوب و استبدادزده حاکم بر بخشی از تاریخ جهان، زیستن در اختناق را چنان تا مغز استخوان تجربه کرده اند و آن چنان در پنهان ترین لایه های ذهن خود با آن درگیر بوده اند که وضعیت اجتماعی در آثارشان به شکل و ساختار زیبایی شناسانه آن آثار بدل شده و مستقل از خاستگاه واقعی خود به حیات ادبی شان در دوره های گوناگون ادامه داده اند.
در زیر به چند نمونه از رمان هایی اشاره می کنیم که در ادبیات آمریکای لاتین به وجود آمدند و وجه اشتراک همه آن ها خفقانی است که انسان آمریکای لاتینی تجربه اش می کند.

بین آثار خواندنی ادبیات جهان که با موضوع دیکتاتوری نوشته شده اند، بدون شکت رمان کوتاه «زنده باد مرگ (بعل بابل)» نوشته فرناندو آرابال هنوز هم یکی از آثار خواندنی است. «بعل بابل» نوشته فرناندو آرابال، اثری است که می توان آن را در ادبیات سیاسی- اجتماعی قرار داد. آرابال در این رمان اتوبیوگرافیک، وضعیت هولناک اسپانیای دوران فرانکو را با کوچک ترین و خصوصی ترین واحد اجتماعی یعنی خانواده پیوند داده است. او بیش از آن که راوی حکومت دیکتاتوری اسپانیا و مبارزه با این حکومت باشد، راوی این تقابل در هسته زندگی خانوادگی است.

«بعل بابل» درواقع نامه هایی است از مردی بستری در بیمارستان به زنی که مادر اوست. این نامه ها روایت گر خاطرات کودکی راوی است؛ خاطراتی پراکنده و محو از دوران کودکی پسری که پدرش ناپدید شده و تنها تصویری که راوی از او به یاددارد، تصویری است رویاگونه.
آرابال این تصویر را این گونه روایت می کند: «مردی پاهایم را در ماسه های ملیا چال می کرد، دست های او را بر پاهای بچگانه ام به یاد می آورم. سه سال داشتم و همان طور که خورشید می درخشید، قلب و الماس در دانه های بی شمار آب متلاشی می شد.
ناپدیدشدگان
بسیار از من می پرسند چه کسی بیشترین ستایشم را برانگیخته؟ و من آن گاه، کافکا و لوییس کارول یعنی چشم انداز دهشتزا و کاخ پایان ناپذیر، و گراتیان و داستایوسکی، یعنی سرحدهای جهان و رویای ملعون را از یاد می برم، می گویم؛ آن کس که تنها دست های او بر پاهای بچگانه ام به یادم مانده؛ پدرم.»

پدر راوی در جریان جنگ داخلی به جرم شورش نظامی دستگیر شده. آن موقع راوی سه سال داشته است. پدر یک بار در زندان دست به خودکشی می زند و به علت اختلال روانی به بیمارستان منتقل می شود و 50 روز بعد می گریزد. راوی نزد مادر و خاندان مادری، در نظامی مادرسالار بزرگ می شود؛ نظامی که بنیان های آن از همان عناصری تشکیل شده که حکومت دیکتاتوری فرانکو نیز برساخته و مروج آن هاست.
مادر در این نظام همواره نشسته بر یک صندلی در اتاقی تاریک تصویر می شود؛ اتاقی که مادر از ترس شنیده شدن حرف هایی که بین او و پسرش رد و بدل می شود، پنجره هایش را می بندد و کرکره هایش را پایین می کشد. بیرون از اتاق نباید کسی به اختلاف پسر و مادرش پی ببرد. همه چیز باید خوب و بی نقص به نظر برسد. مادر زنی سخت گیر و مستبد است که می خواهد پسرش حتما به نظام بپیوندد. پسر اصلا روحیه نظامی ندارد. مادر می کوشد منش سخت گیرانه خود را در تربیت فرزند پشت نقاب خیرخواهی و عشق به فرزند پنهان کند و اعمال خود را موجه جلوه دهد.
مادر، مصداق خاطرهای است که مادربزرگ راوی از پدر نقل کرده و گفته است: «هنگام پیری فال می گرفت و برای آن که فالش درست دربیاید، تقلب می کرد و به خودش کلک می زد.»
پدر راوی در روایت خاندان مادری به مثابه واژه ای است حذف شده و حرف زدن از او ممنوع است. تصویر پدر از همه عکس های خانوادگی قیچی شده و خانواده، هم دست با حکومت دیکتاتوری فرانکو او را از متن زندگی بیرون رانده اند.
ناپدیدشدگان

ماریو بارگاس یوسا

همان طور که لابد حکومت اسپانیا نام مخالفان خود را از تاریخ رسمی اش حذف می کرده. آن چه از پدر برای راوی مانده، یک «پیپ دکتر پلومپ» است و آن خاطره محو ساحل و دست های پدر که پای فرزند را چال می کند. «بعل بابال»، روایت تحقیر و خشونتی است که نشانه های آن را در جای جای متن رمان می توان جست و جو کرد. رمان «بعل بابل» را مدیا کاشیگر به فارسی ترجمه کرده و سال هاست که تجدیدچاپ نشده و رمانی نایاب است.
یکی از مهم ترین نویسندگان آمریکای لاتین بدون شک ماریو بارگاس یوساست؛ نویسنده ای که خود به انحای مختلف درگیر حکومت های دیکتاتورزده بود و مدتی نیز بعد از انقلاب کوبا دل به شعارهای فیدل کاسترو بست. اما خیلی زود از انقلاب کوبا جدا شد و راهش را ادامه داد. بخش اعظمی از رمان ها و داستان های یوسا به زندگی انسان های انقلابی می پردازد و همین طور انسان هایی که کنار دیکتاتورهای زندگی می کنند.
رمان «سور بز» در بین آثار ماریو بارگاس یوسا یکی از رمان های درخشان است که این جا با ترجمه عبدالله کوثری به فارسی ترجمه شده. داستان «سوبرز» در جمهوری دومینیکن رخ می دهد و ترور و مرگ دیکتاتور این کشور به نام رافائل تروخیو را در دو برهه تاریخی نقل می کند که بین این دو برهه 30 سال فاصله است. چیزی که «سور بز» را با رمانی مثل «بعل بابل» متفاوت می کند، در این نکته است که بارگاس یوسا فراتر از زندگی یک خانواده می رود و فلاکت دومینکیِ تحت دیکتاتوری را در سال های دهه 50 میلادی و اثرات حکومت دیکتاتوری را بر جزیره و ساکنانش بازتاب می دهد.
رمان یوسا درواقع تشکیل شده از سه خط داستانی درهم تنیده. خط اول داستان زنی به ناماورانیا کابرال است که بعد از یک غیبت طولانی برای ملاقات پدر علیلش به دومینیکن بازگشته است. طی این بازدید، او حوادث دوره جوانی خود را به یاد می آورد و رازی را که برای مدتی طولانی افشا نکرده، برای خاله و خواهرزاده اش نقل می کند.
ناپدیدشدگان
خط دوم داستان آخرین روز زندگی تروخیو است، از لحظه ای که از خواب بر می خیزد. طی روایت کردن این خط داستانی، خواننده با دایره درونی قدرت حاکم آشنا می شود و در می یابد که پدر اورانیا هم در این دایره قدرت حضور داشته است. خط سوم، درواقع داستان ترورکننده های تروخیو است؛ کسانی که زمانی جزو حامیان حکومت دیکتاتور بودند، اما در یکی از شب ها هرکدام از این آدم ها با انگیزه ای متفاوت در تاریکی ایستاده اند و منتظر رسیدن اتومبیل تروخیو و ترور کردنش هستند.
یوسا در رمانش بعد از نقل ترور، بر شکنجه و قتل ترورکننده ها تمرکز می کند و فضایی پر از سبعیت می سازد. رمان «سور بز» یوسا به خوبی توانسته است با در هم آمیختن وقایع تاریخی و تخیلی به انعکاس فجایع گذشته بر مردم جمهوری دومینیکن و به خصوص زنان آن جامعه بپردازد و آن را به مثابه نوع دیکتاتوری برای تمامی خوانندگان قابل فهم و درک سازد.
یوسا با تغییر نوع نگرش خود به زنان و قدرت آن ها در این زمان دگرگونی شگرفی را در روند ادبیاتی و تفکری خود ایجاد کرد که با کمی تامل در وجوه مختلف زندگی شخصی یوسا و عوامل درونی و بیرونی به طور کل می توان به وجود ناپیدای آن دست یافت.
خوسه دونوسو از نویسنده های برجسته و مهم آمریکای لاتنی است که آثارش تازه در ایران ترجمه شده اند. سال گذشته رمان «باغ همسایه» او با ترجمه عبدالله کوثری چاپ شد. رمان «باغ همسایه» درواقع روایت نخبگان و روشن فکرانی است که بعد از حکومت آلنده و در پی کودتای نظامی ژنرال پینوشه برخی به اجبار و بخری به خاطر نامساعد بودن شرایط برای کار و زندگی از شیلی مهاجرت کردند. خوسه دونوس در رمانش تصویری از این بی وطن ها را که در اروپا و آفریقا سرگردانند می سازد و دست می گذارد روی تفاوت نسل ها در شیلی.
دونوسو که تازه در ایران معرفی شده، از نویسندگان مهم دوره شکوفایی ادبیات آمرکایی لاتین به شمار می رود. او در اعتراض به دیکتاتوری پینوشه تن به تبعیدی خودخواسته داد و چندین سال را در مکزیک، آمریکا و اسپانیا زندگی کرد. دونوسو سال 1981 به شیلی بازگشت و تا زمان مرگش در سال 1996 در زادگاهش بود. تجربه زندگی در تبعید باعث شد به ادبیاتی متفاوت از آن چه نویسندگان معروف آمریکای لاتین امثال گابریل گاسیا مارکز، ماریو بارگاس یوسا، کرالوس فوئنتس و دیگران خلق می کردند، برسد.
در بخش اعظمی از رمان «باغ همسایه» به زندگی روشن فکران شیلیایی در خارج از کشور پرداخته بود. در رمان «حکومت نظامی» نیز قصه بازگشت خواننده ای را می خوانیم که قبل از کودتای پینوشه از شیلی خارج می شود و به پاریس می رود. او به خواننده ای پاریس نشین تبدیل می شود و همین طور به خواننده ای تبدیل می شود که ترانه هایش صدای اعتراض مردم نگون بخت شیلی می شود. ترانه ها و آهنگ های او بین جوانان شیلیایی طرفداران زیادی پیدا می کند.
ناپدیدشدگان
خوسه دونوسو

بعد از کودتا، درست 12 سال بعد از کودتا، این خواننده پاریس نشین دیگر به آن چه می خوانده و به ترانه هایی که می سروده بی اعتقاد می شود و این نکته مهم را در می یابد که تاکنون به خودش دروغ گفته و همه واقعیت ها را به مخاطبانش نگفته است.او تصمیم می گیرد به وطنش بازگردد و در این بازگشت با تصویر خود واقعی اش رو به روش ود.
تفاوت روایت خوسه دونوسو با روایت کسانی امثال بارگاس یوسا و همین طور آرابال در این است که خوسه دونوس روی زندگی روشن فکران شیلیایی تمرکز می کند؛ روشن فکرانی که بعد از کودتای پینوشه و تشکیل حکومت دیکتاتوری سعی می کردند خود را به صدای اعتراض خلق تبدیل کنند.
ناپدیدشدگان
با این حال خوسه دونوسو این را می داند که کشورهایی مثل کلمبیا، پرو، کوبا، مکزیک، آرژانیتن و دیگر جاها به وجود داشتن حکومت های دیکتاتوری توانستند روایتی داستانی از آن چه را بر ملتشان گذشته بود، روایت کنند. او نیز تلاش می کند روایت گر انسانی باشد که دیکتاتوری منحصر به فرد پینوشه را تجربه کرد؛ دیکتاتوری ای که مهم ترین مشخصه اش ناپدیدی انسان ها بود و کسی از سرنوشتشان باخبر نمی شد.

منبع : برترینها

درج دیدگاه

برای ثبت نظر ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید